سیما فایل دانلود نمونه سوال , دانلود پروژه
مقاله زندگانی حضرت فاطمه زهرا

عالی

docx 1395 آبان 4 حجم : 2 مگابایت صفحات : 625000 تومان خرید و دانلود

مقاله زندگانی حضرت فاطمه زهرا

فاطمه بنت محمد (۶۱۵ م. در مکّه - ۶۳۲ م. در مدینه) دختر محمد و خدیجه، همسر علی بن ابی‌طالب و مادر حسن ابن علی و حسین ابن علی سه امام نخست شیعه و یکی از پنج عضو آل عبا است. او از شخصیت‌های بسیار محترم برای تمامی مسلمانان (به‌ویژه شیعیان) است. او نقش مهمی در رویداد مباهله داشت . در تاریخ تولد فاطمه اختلاف نظر وجود دارد (بین ۵ سال پیش از آغاز پیامبری محمد یا ۲ سال پس از آن) اما نظر دیگر سال ۶۰۵ میلادی یا ۵ سال پیش از آغاز دعوت محمد است هر چند در صورت درست بودن این تاریخ، سن ازدواج فاطمه بالاتر از ۱۸ سال نشان داده می‌شود که این امر در سرزمین عربستان در آن دوران، غیر معمول به نظر می‌رسد.منابع اهل تشیع زمان تولد او را دیرتر از این تاریخ و بین ۲ یا ۵ سال پس از وحی اولین آیه‌ها (بعثت) عنوان می‌کنند.ولی در صورت درستی این تفاسیر، سن خدیجه مادر او در هنگام تولد فاطمه، بالاتر از ۵۰ سال خواهد بود. فاطمه در بسیاری موارد، چهارمین فرزند دختر محمد، پس از زینب، رقیه و ام کلثوم شمرده می‌شود، به عقیده برخی از محققان شیعه، او تنها دختر محمد است.فاطمه تنها فرزند محمد بود که به اندازه‌ای عمر کرد که فرزندانی از خود باقی بگذارد.بعد از تولد فاطمه، خدیجه پرستاری از او را شخصاً به عهده گرفت این برخلاف سنت معمول آن زمان بود که مردم مکه فرزندان تازه به دنیا آمده خود را به دایه‌هایی از روستاها و بادیه نشینان اطراف می‌سپردند. او ایام جوانی را تحت حمایت والدین خود در مکه و در دورانی که قریش مشکلات و رنجهای زیادی برای پدرش بوجود آورده‌بودند، گذراند.

سیری در زندگانی بانوی بزرگ اسلام حضرت فاطمه زهرا

فاطمه مظهر اجلال خدا جل خدا

هر موجودی به نوبه خود مظهر اسمی از اسماء حسنای خداوند سبحان می باشد و مظهر اتم و اکمل آن وجود چهارده نو پاک (علیهم السلام) است، زیرا تکراری در نظام هستی وجود ندارد. با این وجود، چون مظاهر جزئی کثرت آنها آشکار و وحدت آنها نهان است جهات مشترکی را می توان یافت که آنان را همنام سازد، و هرچه هستی محدودتر باشد همتاها از فراوانی بیشتری برخوردارند اما هستی اگر وسیع شد و تا به مرز هستی محض رسید، آن گاه است که نه همانند خواهد داشت و نه همتایی برای آن وجود صرف می توان فرض نمود. در قلمرو امکان، مظهر آن اسم اعظم وجود مبارک پیامبر است که احدی در محدوده امکان همانند او نیست. پس از وجود پیامبر، معصومین پاک در این رتبه قرار دارند که در این میان فاطمه (علیها السلام) ریشه این درخت تناور است. آن درخت پاک، پیامبر خداست، که فرعش علی، ریشه اش فاطمه، میوه اش فرزندان فاطمه و برگها و غنچه هایش شیعیان فاطمه هستند که شاید سبب نامیدن حضرتش به ام ابیها از این جهت باشد، چرا که عنصر نبوت است و درخت نبوت به اوست که بارور می گردد و برگ می دهد و به ثمر می نشیند.

او قطب دایره امکان و نقطه پرگار است، که چون از مقام خود پایین آید دیگر وجودها از او تکثیر شوند. او احمد دوم و احمد دورانش است. او جرثومه توحید در زمانش می باشد. او چراغدان نور خداوند و بوته زیتونی است که جهان سرشار از برکات اوست.

باری، چون خداوند در غامض علم خود، پیش از آفرینش هر موجودی از موجودات، نور مبارک او و دیگر اصحاب کسا (که درود بی شمار بر آنان باد) را بیافرید دست به کار آفرینش آدم ابوالبشر (علی نبینا و آله علیهم السلام) شد، چرا که این انوار در صلب آدم بودند که در قالب جسدی می گنجیدند. پس آدم و ذریه‌اش به یمن وجود این انوار، از کتم عدم، ردای وجود به بر نمودند.

خداوند آدم و حوا را چون بیافرید آن دو در بهشت بنای خود نمایی گذاشتند. آدم به حوا گفت:

خداوند آفریده ای را به نیکویی ما نیافریده است. در این هنگام خداوند جبرئیل را وحی نمود تا آدم و حوا را به فردوس اعلی برد. چون آن دو به فردوس اعلی در آمدند دیدگانشان متوجه بانویی شد که بر سکویی از سکوهای بهشت قرار گرفته، تاجی از نور نهاده است و دو گوشواره از نور بر گوش دارد و آن چنان زیبایی و درخشندگی دارد که از زیبایی او بهشت منور گردیده است. آدم، چون این رخ زیبا را نظاره نمود به جبرئیل گفت: ای دوست من، جبرئیل، این بانویی که از حسن منظرش بهشت مزین است، کیست؟ جبرئیل در پاسخ گفت: او فاطمه، گرامی دخت پیغمبر است، که از اولاد تو در آخر الزمان می باشد. حقیقت آن است که اینان رمز خلقتند: یا احمد: لولاک لما خلقت الافلاک و لو لا علی لما خلقتک، و لو لا فاطمه لما خلقتکما.

ای احمد: اگر تو نبودی آسمان و زمین نمی‌آفریدم و اگر علی نبود تو را نمی‌آفریدم و اگر فاطمه نبود شما را نمی آفریدم (یعنی شمایان رمز خلقتید). و فاطمه حوریه ای بود که چند صباحی لباس آدمیان در بر نمود:

فاطمه برای پدر و دیگر مردمان گلی بود که رایحه خوشش آفرین دلها بود و خدایش او را خیر کثیر خواند.

پس جای شگفتی نیست که او بار غم ابتر بودن را از چهره پدرش، محمد (که درود و سلام خداوندی بر او و خاندان پاکش باد) بزداید، چرا که فرزندان پسر پیامبر چندی نمی پایید که رخت بر می بستند و این خود بهانه ای به دست دشمنان حضرتش داده بود تا نغمه ساز این سخن شوند که در پس محمد نامی از او نمی ماند.

زندگانی علی و زهرا  علیهما السلام 

زندگانی مشترک علی و فاطمه } علیهما السلام { آغاز شده بود. یک زندگانی  از هر جهت نمونه، مرد خانه نمونه، فرزندان نمونه و … هر چه را که در رابطه با این خانه بنگری از برجستگی و امتیازی خاص برخودار است. کارِخانه دو قسمت گردیده: آنچه مربوط به داخل خانه است از آن زهرا و آنچه به بیرون خانه مربوط می شود از آن علی است. زندگی بسیار ساده و در عین حال پرزحمتی است. مایحتاج اولیه تا آنجا که ممکن است در خانه تهیه می شود. از فرط کار با دستاسی بزرگ دستان فاطمه آبله زده‌اند:

فاطمه از پدر خود تقاضای کنیز می کند. پدر او را در کنیز اختیار نمودن یا چیزی مخیر می گرداند. به اشارة علی آنکه بهتر است انتخاب شود. پیامبر امر بهتر را تسبیحاتی می‌داند که پس از هر نماز باید به جا آورده شده: سی و چهار مرتبه الله اکبر، سی و سه مرتبه الحمدالله و سی وسه مرتبه سبحان الله.

قلم از نگارش این وقایع در می ماند و زبان را یارای سخن گفتن نیست. این عظمت و مقام الهی بر درب سرای هیچ انسانی زانو زمین نسوده است. آدمی در حیرت فرو می‌رود که آیا اینان از جنس بشر بوده اند؟ ! به راستی که عقول از درک فضیلتهای آنان رنجه است. پس در مقام شناساندن زهرا } علیها السلام { اگر حافظ ابو نعیم اصفهانی گوید: (( زشتی و آفات این جهان را دید و خود را از دنیا و آنچه در آخرت در آن است برید)). سخنی بی راهه بر زبان نرانده است فاطمه { علیها السلام { همچنان که در زندگی کردن  نمونه بود در عبادت به درگاه رب الارباب هم برجستگی خاصی داشت. او چون از کار منزل و امور مربوط به تربیت فرزندان فراغ البال می گردید، به عبادت  می‌پرداخت. شبهای جمعه تا سپیدة صبح به عبادت و تضرع و زاری به درگاه حق مشغول بود.

حجاب و پوشش فاطمه  علیها السلام

پرهیز از نامحرمان

مردی نابینا پس از اجازه گرفتن وارد منزل امام ( علیه السلام ) شد. پیامبر ( ص ) مشاهده فرمودند که زهرا ( ع ) برخاست و فاطمه گرفت و خود را پوشاند. فرمود: دخترم! این مرد نابیناست. پاسخ داد: پدر، اگر او مرا نمی بیند، من او را می نگرم! اگر چه او نمی بیند. اما بوی زن را استشمام می کند! رسول خدا پس از شنیدن سخنان دخترش فرمود: (( شهادت می دهم که تو پارة تن منی. ))

در اوج عفت و حجاب

اسماء بنت عمیس، نقل می کند: روزهای آخر زندگانی حضرت زهرا (ع) با او بودم، روزی مرا به یاد کیفیت حمل جنازه توسط مردم انداخت، و ابراز نگرانی فرمود: که چرا جنازة زن را روی تخته‌ای می‌گذارند و بالای دست مردان و زنان حمل می‌شود؟! حضرت زهرا (ع) فرمود: من بسیار زشت می دانم که جنازة زنان را پس از مرگ بر روی تابوت سرباز گذاشته و بر روی آن پارچه‌ای می افکنند، که حجم بدن را برای بینندگان نمایش می‌دهد، مرا بر روی تابوت آنچنانی نگذار و بدن مرا بپوشان که خدا تو را از آتش جهنم باز دارد. اسماء بنت عمیس می‌گوید حضرت زهرا (ع) را دیدم که به امام علی (ع) فرمودند: ((وصیت می‌کنم، به شما ای پسر عمو که برای من تابوتی درست کنید، همانگونه که ملائک شکل آن را به من نشان داده‌اند. ))

 

مقاله زندگانی حضرت فاطمه زهرا
دریافت شماره تلفن همراه صرفا جهت پشتیبانی می باشد و برای تبلیغات استفاده نمیشود.
تمامی حقوق وب سایت برای سیمافایل محفوظ می باشد . ©