سیما فایل دانلود نمونه سوال , دانلود پروژه
مقاله سبک مدیریت مدیران و رضایت شغلی کارکنان سازمان مدیریت و برنامه ریزی

عالی

docx 1395 آذر 1 حجم : 3 مگابایت صفحات : 877000 تومان خرید و دانلود

مقاله سبک مدیریت مدیران و رضایت شغلی کارکنان سازمان مدیریت و برنامه ریزی

انسان از اوان تاریخ تحریری خود به موضوع رهبری علاقمند و کنجکاو بوده است و تاریخ اهمیت رهبران خوب را در زندگی، رفاه، سعادت و ترقی ملت‌ها مبرهن می‌سازد. در سده اخیرنیز به جهت اهمیت و ارززش موضوع بیش از سه هزار مطالعه و تحقیق تا سال 1980 درباره رهبری انجام گرفته است و تعداد پژوهش‌ها در دهسال گذشته در بیشتر رشته‌ها بیش از تعداد آن از تاریخ بشر تا آن زمان بوده است. از طرفی هر سال روشن و مبرهن می‌گردد که رهبری اثربخش، در تمام سطوح جامعه و در تمامی سازمانها، برای حل و انطباق با مسائل اجتماعی و اقتصادی رو به رشدی که جهان با آنها مواجه است، حیاتی می‌باشد. امروزه مهندسی مجدد ( باز اندیشی بنیادین و طراحی نو و ریشه‌ای فرآیندها) برای دستیابی به بهبود و پیشرفتی شگفت‌انگیز در معیارهای حساس، دستیابی به کیفیت جهانی و تشکیل واحدهای فعال پژوهشی نوآوری در محصول و فرآیند) لازمه تولید و عرضه کالاهای با کیفیت بهتر و قیمت مناسبتر به بازارهای جهانی و منطقه‌ای است. از سوی دیگر ساختارهای گروهی سازمانها تا به آن حد پیشرفته‌اند که جزء اصلی سازمانهای نوین را به جای « تک شغل سنتی » گروه‌های موضوع روز مقوله «تواناسازی» افراد و گروه‌ها و فلسفه «خود رهبری» است. و افزودن بهره‌وری مؤسسات تنها با توجه به استفاده از حداکثر توانایی‌های کارکنان، ترغیب آفرینندگی آنان، ارتقاء انگیزه و بکارگیری سبکهای رهبری صحیح و کسب رضایت آنان ممکن می‌باشد.بنابراین، رهبری سازمانی موضوع بسیار پراهمیت و پیچیده‌ای است و پژوهشگران و اندیشمندان کشورهای توسعه یافته مساعی بسیاری را صرف شناخت و بهبود آن می‌نمایند. به عنوان مثال «پژوهشگران ژاپنی با دقت بسیار روند مدلها و تئوری‌های رهبری سازمانی را زیر نظر دارند، وبه محض انتشار و ارائه مدلی جدید، آن را در سازمانهای مدلها و تئوری‌های رهبری سازمانی را زیر نظر دارند، و به محض انتشار و ارائه مدلی جدید، آن را در سازمانهای ژاپنی آزمون می‌کنند و نتایج حاصل ار با موشکافی به بحث می‌گذارند، باشد که گامهای آنها را، در تمدن جهانی سرعت بخشد» 

مقاله سبک مدیریت مدیران و رضایت شغلی کارکنان سازمان مدیریت و برنامه ریزی

خلاصه تحقیق

در این تحقیق به بررسی تاثیر روش یادگیری مشارکتی بر روی عزت نفس، رشد مهارتهای اجتماعی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان پسر سال سوم رشته ادبیات و علوم انسانی در درس روان شناسی پرداخته شده است. اهداف این تحقیق عبارت بودند از :

1- بررسی تاثیر روش یادگیری بر عزت نفس دانش آموزان پسر سال سوم رشته ادبیات و علوم انسانی.

2- بررسی تاثیر روش یادگیری بر رشد مهارتهای اجتماعی دانش آموزان پسر سال سوم رشته ادبیات و علوم انسانی.

3- بررسی تاثیر روش یادگیری مشارکتی بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان پسر سال سوم ادبیات و علوم انسانی در درس روان شناسی.

این پژوهش به مدت یک نیم سال تحصیلی در درس روان شناس ی سال سوم رشته ادبیات و علوم انسانی برای دانش آموزان پسر اجرا شد. در ابتدا از میان دبیرستانی های پسرانه دو کلاس سال سوم رشته ادبیات و علوم انسانی به صورت تصادفی انتخاب شدند و به عنوان گروه های کنترل و آزمایش تعیین شدند. پس از اجرای روش یادگیری مشارکتی در گروه آزمایش، نتایج پیش آزمون و پس آزمون آزمونهای عزت نفس، مهارتهای اجتماعی و عملکرد تحصیلی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و مشخص شد که روش یادگیری مشارکتی تاثیر مثبتی روی رشد مهارتهای اجتماعی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان می گذارد ولی در عزت نفس دانش آموزان تاثیری ندارد.

روشهای سنتی آموزشی، محیط کلاس را به عنوان جایی در نظر می گیرند که نقش معلم تنها ارائه اطلاعات به دانش آموزان است. دانش آموزان به صورت انفرادی یا رقابتی کار می کنند. در این روش دانش آموزان عموماً در تلاشند که نمره خود را بالا برند. در این کلاس ها اهداف، فردی است و این در تضاد با کلاس های مشارکتی است. یادگیری مشارکتی به یک روش آموزشی اشاره می کند که دانش آموزان در گروه هایی برای رسیدن به اهداف مشترک، کار می کنند.دانش آموزان، در یادگیری مشارکتی، جابجایی اینکه به تنهایی کار کنند، از سهیم شدن در عقاید یکدیگر سود می برند و به همدیگر کمک می کنند که همه به نسبتی از موفقیت دست یابند. در حالی که کلاس های سنتی معلم محور است  و معلم به عنوان ارائه دهنده اطلاعات است، کلاس های مشارکتی اطلاعات هستند .جانسون و جانسون 1985، یادگیری مشارکتی را به عنوان یک راهبرد آموزشی تعریف نموده اند که دانش آموزان با همدیگر کار می کنند و مهارتهای خود را برای موفقیت هر یک از اعضای گروه به کار می گیرند. بیشتر محققان به این نتایج دست یافته اند که یادگیری مشارکتی عملکرد تحصیلی را در زمینه های از قبیل : درک مطلب، استفاده از تفکر انتقادی را افزایش می دهد و باعث بالا رفتن عزت نفس، انگیزش و نگرش های مثبت به مدرسه می شود و  همچنین دانش آموزان معتقدند که کار کردن به صورت جمعی جمعی یادگیری را افزایش می دهد .

از سویی به دلیل اهمیت یادگیری مهارتهای اجتماعی برای برقراری ارتباطات مطلوب بین فردی، زندگی اجتماعی و تاثیر آن در کاهش مشکلات روانی، رفتاری دانش آموزان و نقش مدرسه در آموزش این مهارتها، در این پژوهش سعی شد که به این موضوع نیز پرداخته شود. همین طور به دلیل تاثیر عزت نفس بر بهداشت روانی و ابعاد مختلف زندگی افراد، به این مقوله نیز در این تحقیق پرداخته شد.

در این تحقیق تاثیر روش تدریس یادگیری مشارکتی روی عزت نفس، رشد مهارتهای اجتماعی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان پسر سال سوم دبیرستان در درس روان شناسی، مورد بررسی قرار گرفت  نتایج زیر بدست آمد.

1- نتایج بدست آمده از این پژوهش، نشان می دهد که میانگین نمرات دانش آموزان در آزمون، عزت نفس در دو گروه آزمایشی و کنترل، تفاوت معناداری، در پیش آزمون باهم نداشتند. بعد از اجرای روش یادگیری مشارکتی ( روش آزمایشی)، مقایسه میانگین نمرات دانش آموزان دو گروه در پس آزمون نشان داد که نمرات دو گروه در پس آزمون تفاوت معناداری باهم نداشتند.

این نتیجه، با نتایجی که کیم انگ لی و کینگ لیم (1996) بدست آوردند همسو بوده و نتایج بدست آمده از تحقیقات، پژوهشگرانی چون، جانسون وجانسون 1993، روبرت هالت (1997) و ایوبی (1377) همسو نمی باشد.

با اینکه فعالیت های تحصیلی یکی از ابعاد مهم تاثیر گذار روی عزت نفس دانش آموزان می باشد و لی تنها عامل تاثیر گذار بر عزت نفس نمی باشد.هنگامی فرد عزت نفس بالاتری خواهد داشت که ارزیابی مثبتی از خود نه فقط از لحاظ تحصیلی، بلکه از لحاظ استعداد، ظاهر جسمانی، جاذبه، صلاحیت، شغلی و غیره داشته باشد.

بعلت اینکه عزت نفس در سالهای اولیه زندگی فرد بنا نهاده می شود و والدین نقش بسیار مهمی در شکل گیری عزت نفس فرزندانشان دارند و نیز به این علت که عزت نفس دانش آموزان قبل از ورود به دبیرستان سالهای زیادی را در دوره ابتدایی و راهنمایی سپری کرده اند و امکان دارد که عزت نفس که فرد در طول این سالها کسب می کند، در سالهای بعدی ( سنین دبیرستان) کند تغییر و مخصوصاً دانش آموزانی که عزت نفس پایینی دارند نیاز به زمان طولانی داشته باشند که عزت نفسشان افزایش یابد.

2- با توجه به نتیجه ای که از این تحقیق بدست آمد، میانگین نمرات دانش آموزان در مقیاس مهارتهای اجتماعی، قبل از اجرای روش آزمایشی ( روش یادگیری مشارکتی) تفاوت معناداری با هم نداشتند ولی بعد از اجرای روش یادگیری مشارکتی، میانگین نمرات دانش آموزان در مقیاس مهارتهای اجتماعی در گروهی که در آن دانش آموزان به صورت یادگیری مشارکتی آموزش می دیدند ( گروه آزمایش به طور معناداری از گروه کنترل بیشتر بود. گرچه در یکی از مولفه های مقیاس مهارتهای اجتماعی () نمرات دانش آموزان تفاوت معنا داری در پس آزمون نداشتند ولی در کل مقیاس نمره دانش آموزان گروه آزمایشی بیشتر بود. بنابراین می توان نتیجه گرفت که روش یادگیری مشارکتی، نتایج این تحقیق با نتایج بدست آمده از محققانی چون، گیلیز (2004)، جوانا(2003) استونس و اسلاوین (2003) جویس و همکاران (1380)، کوهن (1994)، قلتاش (1383) کرامتی (1381)،  همخوانی دارد.یاوری در یادگیری زمینه مناسبی را برای رشد مهارتهای اجتماعی و همدلی با دیگران فراهم می سازد، رفتار مخل نظم را تا حدود زیادی کاهش کاهش می دهد. احساس مثبت شاگردان را نسبت به یکدیگر و نسبت به خود افزایش می دهد و مسئولیت فرد را در قبال یادگیری خود بیشتر می کند .

 محیط مبتنی بر مشارکت احساس همدردی شاگردان نسبت به دیگران را افزایش، تنشهای میان گروهی و رفتار پرخاشگرانه و ضد اجتماعی را کاهش داده و تاثیر قابل ملاحظه ی بر کیفیت قضاوت اخلاقی آنان دارد .تعاملات رودررو و افراد را مجبور به گوش کردن می کند، آنها را وادار می کند که در زمینه ارزشیابی از عملکرد همکلاسان خود دقیق باشند موجب می شود دانش آموزان بی توجه به درس، گوشه گیر و کم حرف فعال شوند، از یکدیگر سئوال کند، مطالب درسی را توضیح دهند، مواردی را به یکدیگر پیشنهاد کنند، از یکدیگر انتقاد کنند و با عقاید یکدیگر مخالفت و یا موافقت کننددر داخل گروه های یادگیری مشارکتی دانش آموزان یاد می گیرند که چگونه با همسالان خود تعامل داشته باشند و چگونه مشارکت خود را با جامعه و مدرسه افزایش دهند .

 یادگیری مشارکتی در همه سطوح تحصیلی ( از پیش دابستان نادوره بعد از دبیرستان)، یک راهبرد آموزشی موفقیت آمیزی طلقی می شود. یادگیری مشارکتی به دلیل خصوصیات رشدی دانش آموزان در دوره نوجوانی یک روش آموزشی مناسبی می باشد. نوجوان نیاز به اجتماعی شدن، عضو یک گروه شدن، سهیم کردن احساسات و ردیافت حمایت عاطفی دارند و نیاز به یادگیری این دارند که مسائل را از دیدگاه دیگران ببینند. گروه های یادگیری مشارکتی، دانش آموزان را بر اساس پایگاه کلاسی، نژاد یا جنسیت جدا نمی کند. یادگیری مشارکتی یک روش همسال محور است که عملکرد تحصیلی را بالا می برد و ارتباطات اجتماعی مثبت را پایه گذاری می کند .

در روش یادگیری مشارکتی دانش آموزان مهارتهای اجتماعی را از طریق مشارکت در فعالیت های گروهی کسب می نمایند، زیرا گروه جایی است که دانش آموزان در آن یاد می گیرند که چگونه به حرف دیگران گوش دهند، وسط حرف دیگران نپرند و کلام آنها را قطع نکنند، خویشتن داری را تمرین کنند و هر موقع نوبت آنها شد، شروع به صحبت کنند، به آرامی صحبت کنند، تماس های چشمی برقرار کنند، نظرات دیگران را بشوند و به انها احترام بگذارند، عقاید و نظرات را مورد انتقاد قرار دهند و نه فرد نظر دهنده را، یاد می گیرند که چگونه به مسائل از منظر دید دیگران بنگرند، چگونه انتقاد پذیر باشند و تحمل عقیده مخالف را داشته باشند، دیگران را چگونه تشویق به صحبت کنند، چگونه از دیگران کمک بخواهند و چه هنگام این کار را انجام دهند، یاد می گیرند که چگونه تقسیم کار کنند، چگونه به صورت مشارکتی برای رسیدگی به هدفی مشترک کار کنند، تمامی این مهارت ها آموخته شده و در گروه تمرین می شود و کم کم در فرد درونی می شود.

یکی از ویژگی های یادگیری مشارکتی تشکیل گروه های یادگیری است. یادگیری مشارکتی با تشکیل گروه های آموزشی و یادگیری، هم نیاز دانش آموزان را برای با هم بودن تامین می کند و هم از این طریق به دانش آموزانی که در فهم مطالب درسی دچار تشکیل می شوند کمک می نماید. زیرا گروه های یادگیری در روش یادگیری مشارکتی موظفند از یادگیری مطالب توسط تمامی اعضای گروهذ اطمینان حاصل نمایند .

شاران (1980) علت پیشرفت تحصیلی در یادگیری مشارکتی را در این می داند که یادگیری مشارکتی انگیزه درونی دانش آموزان را بالا می برد. از آنجا که انگیزش درونی بیش از انگیزش بیرونی دانش آموزان را به فعالیت وا می دارد. باعث پیشرفت و موفقیت آنان می شود.

اسلاوین (1995) مطرح می کند که روش های تدریس مشارکتی که در افزایش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان موثر هستند از اهداف گروهی استفاده می کنند که بر اساسس مسئولیت پذیری فردی در گروه پایه ریزی شده است، در نتیجه رفتار همکاری را تقویت کرده و به آن نظم و یکپارچگی می بخشد. در این روش دانش آموزان به اندازه ای در مقابل پیشرفت یکدیگر احساس مسئولیت دارند که گویی برای پیشرفت خود تلاس می کنند، زیرا موفقیت گروه در دستیابی به هدف مستلزم اینست که هر یک از اعضا مطالب آموزشی را فرا گرفته باشند. این ساختار آموزشی به خودی خود موجب تقویت فراگیر این می شود که در یادگیری مطالب و اطاعات جدید به اعضای گروه همت می شمارند.حاصل مطالعات پژوهشی بسیاری نشانگر این امر است که یادگیری از طریق همیاری نسبت به یادگیری انفرادی و یا رقابتی و افزایش موفقیت های تحصیلی دانش آموزان بهمراه رشد ادراک آنها موثرتر بوده است .برای این موضوع چندین دلیل وجود دارد. دلیل اول مفهومی شناختی است که روان پزشکان آن را تمرین شفاهی یا بلند فکر کردن می نامند. برای یادگیری، لازم است درباره آنچه فکر می کنیم سخن بگوییم و وقتی که می شنویم حرف هایی بی معنی ای می زنیم، فکر خود را اصلاح کنیم. از طریق سخن گفتن در می یابیم که چه می دانیم و چه چیزی را هنوز نفهمیده ایم. دلیل دوم افزایش موفقیت تحصیلی بر اثر یادگیری از طریق همیاری، افزایش مدت زمانی است که دانش آموز حواس متوجه کار است. یادگیری از طریق همیاری همچنین باعث افزایش مباحثه  می شود. وقتی دانش آموزان بطور مرتب با نظرات و عقادی مخالف نظر خودشان مواجه می شوند، یاد می گیرند که عقاید خودشان را بررسی و در صورت لزوم آن را اصلاح کنند. اجبار ره بیان کردن افکار فردی در برابر دیگر اعضای گروه، به دانش موزان کمک می کند که عقایدخود را روشن تر کنند و آن ها را وادار می کند که یا استدلالهای ناسازگار و غیر منطقی مواجه شوند. گوش کردن به آنچه فرد دیگر در مورد افکارش بیان می کند، به دانش آموزان کمک می کند که به یک موضوع از دید فرد دیگری توجه کنند .

تعریف مهارتهای اجتماعی

در چند دهه اخیر تعاریف متعددی از مهارتهای اجتماعی ارائه شده است. بر طبق تعریف کومب و اسلابی مهارت اجتماعی، توانایی برقرار کردن ارتباط اجتماعی مقبول با سایرین به طریقی است که برای فرد و دیگران مفید باشد. رین و مارکلمهارتهای اجتماعی را در چهار طبقه معرفی می کنند.

1- مهارت در ابراز عقیده، احساسات و پذیرش تعریف و تمجید. 2- مهارت در تشویق و تمجید اطرافیان و رسیدن به توافق با آنها. 3- قاطعیت برای بیان در خواست های ساده، رد تقاضای غیر مقول و مخالفت با عقاید سایرین. 4- مهارت کلامی برای گفتگو و حل مشکلات فردی.  مهارت اجتماعی را چنین تعریف می کنند: رفتارهای انطباقی فرا گرفته شده که فرد را قادر می سازد با دیگران روابط متقابل داشته و واکنشهای مثبت بروز دهد و از رفتارهایی که پیامد منفی دارد اجتناب ورزد. 

2- مهارتهای اجتماعی را رفتارهای کلامی و غیر کلامی که موجب تعامل موثر فرد با دیگران می شود، نظیر مشارکت کردن، رعایت نوبت، سازگاری، پیش دستی در انجام فعالیت، انتخاب کردن، پذیرایی کردن و ارتباط برقرار کردن می دانند.

 

مقاله سبک مدیریت مدیران و رضایت شغلی کارکنان سازمان مدیریت و برنامه ریزی
دریافت شماره تلفن همراه صرفا جهت پشتیبانی می باشد و برای تبلیغات استفاده نمیشود.
تمامی حقوق وب سایت برای سیمافایل محفوظ می باشد . ©
خرید هاست