سیما فایل دانلود نمونه سوال , دانلود پروژه
مقاله مفهوم کلی فضا و مکان

عالی

docx 1395 دی 29 حجم : 3 مگابایت صفحات : 14611000 تومان خرید و دانلود

مقاله مفهوم کلی فضا و مکان

« وابستگی انسان به فضا دارای ریشه های عمیق می باشد . این وابستگی از نیاز به درک روابط اجتماعی انسان جهت ثبت مفهوم و حاکمیت بر دنیای حوادث و رویدادها سرچشمه می گیرد . فضا ، همان چیزی است که انسان را از عوامل طبیعی محافظت می‌کند و کلیه فعالیت‌های فردی و اجتماعی فرد را در بر می‌گیرد. انسان در فضا نیازهای مادی و معنوی خود را تأمین می‌کند.

مقاله مفهوم کلی فضا و مکان 

مفهوم فضا   ۱
سیر تاریخی مفهوم فضا   ۲
انواع فضا   ۶
فضای روز و شب   ۸
فضای عمومی و خصوصی   ۹
فضای مابین   ۱۰
تهی ( خلاء )   ۱۱
عناصر فضا   ۱۴
جا ، مکان و مرکز   ۱۵
مسیر و جهت   ۱۸
محوطه و حوزه   ۲۱
طبقه بندی و درجات   ۲۳
عارضه زمینی   ۲۴
تقسیمات و مرز شهری   ۲۷
عناصر فضای معماری   ۲۹
خصوصیات فضای  معماری   ۲۹
مشخصات دیواره ها   ۲۹
تناسبات   ۳۰
مقیاس   ۳۱
سطح   ۳۵
رنگ   ۳۷
بافت   ۳۸
بازشو   ۳۹
نور   ۴۰
جمع بندی   ۴۳
ادراک   ۴۴
ادراک محیطی   ۴۴
عوامل موثر بر ادراک محیطی   ۴۶
عوامل شخصی   ۴۶
عوامل فرهنگی   ۴۸
عوامل فیزیکی   ۴۹
شناخت محیطی   ۵۲
عوامل موثر بر شناخت محیطی   ۵۳
مراحل زندگی   ۵۴
توانایی فضایی   ۵۸
آشنایی یا تجربه   ۵۹
جنسیت   ۶۱
مدرِک ـ مدرَک   ۶۳
مبانی ادراک   ۶۸
پیام   ۶۸
گیرنده   ۷۳
اندام های حسی   ۷۳
بینای   ۷۴
بینایی و شنوایی   ۷۶
بویایی   ۷۸
حرارتی   ۷۹
دریافت ذهنی   ۸۰
طرحواره    ۸۲
درون سازی   ۸۳
برون سازی    ۸۴
تعادل جویی    ۸۶
این همانی با فضا   ۸۸
شخصیت ـ محیط   ۹۲
شخصیت برون نگر ـ شخصیت درون نگر   ۹۴
انسان ـ فضا   ۹۷
رفتار دفاع از محدوده یا قلمرو   ۹۹
نمونه هایی از رفتار دفاع از محدودة یا قلمرو   ۱۰۰
فضای شخص   ۱۰۱
فاصله صمیمی   ۱۰۴
فاصله شخصی   ۱۰۵
فاصله اجتماعی   ۱۰۶
فاصله عمومی   ۱۰۸
جغرافیای فضا و رفتار گزینش جایگاه   ۱۰۹
تأثیر نوع تکلیف یا هدف رفتار   ۱۱۰
تأثیر ویژگیهای روانشناختی در گزینش جایگاه   ۱۱۱
فضا و تراکم جمعیت    ۱۱۲
ازدحام    ۱۱۲
خلوت    ۱۱۴
انسان ـ المانهای فضای معماری   ۱۱۵
ادراک تناسبات   ۱۱۵
ادراک فرم   ۱۱۶
ادراک نور   ۱۱۷
ادراک رنگ   ۱۱۹
کل   ۱۲۱
جمع بندی   ۱۲۲
خانه   ۱۲۴
مصاحبه با تیم و معمار ژاپنی راجع به خانه ؛   ۱۲۴
کاشانه  ـ سکونتگاه    ۱۲۵
خانه ـ ( خود )  انسان   ۱۲۷
خانه خیال   ۱۳۰
مقدس ساختن فضا   ۱۳۲
خانه و جهان ـ ( خود ) انسان   ۱۳۴
جمع بندی   ۱۳۵
مکان   ۱۳۶
مکان مسکونی   ۱۳۸
روح کمال   ۱۳۹
مفهوم سکونت   ۱۴۰
جمع بندی   ۱۴۳

مفهوم فضا

« وابستگی انسان به فضا دارای ریشه های عمیق می باشد . این وابستگی از نیاز به درک روابط اجتماعی انسان جهت ثبت مفهوم و حاکمیت بر دنیای حوادث و رویدادها سرچشمه می گیرد . »انسان خود را با محیط وفق می دهد .

« بسیاری از حرکات  بشر واگر است بدین معنی که اشیاء مورد ارتباط مطابق با چنین روابطی به دوره نزدیک ، بیرونی ، اندورنی ، مفرد ، جمع و پیوسته و گسسته تقسیم گردیده اند . لذا فضا وجه خاصی از ایجاد ارتباط نمی باشد بلکه گونه ای است از هر ایجاد ارتباطی . بنابراین فضا فقط یک جنبه از ارتباط کلی می باشد . « برای اینکه انسان بتواند تصورات خود را از قوه به فعل درآورد لازمست که روابط واگرا را درک نموده و ‌آنها را در قالب یک مفهوم فضایی هم آهنگ نماید .

برادشتهای جدا شونده انسانهای اولیه ، روابطی واقعی هستند که بر اشیاء و نقاط دلالت داشته و به همین دلیل دارای رنگ عاطفی شدیدی می باشند . ( با این وجود فلاسفه یونانی فضا را شیئی بازتاب خوانده اند . 

سیر تاریخی مفهوم فضا

جهت آشنایی بیشتر با مفهوم کلی فضا سیر کلی را در تاریخ انجام می دهیم که به دلیل گسترده بودن موضوع وارد جزئیات بحث نخواهیم شد .

« هر چند مصری ها و هندی ها نظرات متفاوتی در مورد فضا داشتند ، اما در این اعتقاد اشتراک داشتند که هیچ خط مشخصی بین فضای درونی تصور و یا واقعیت ذهنی ، یا فضای برونی واقعیت عینی وجود ندارد . در واقع فضای درونی و ذهنی رؤیا ، اساطیر و افسانه ها با دنیای واقعی روزمره ترکیب شده بود . به همین ترتیب زمان به صورت یک توالی پی در پی که با سرعت ثابت جریان داشت محسوب نمی شد بلکه بین واقعیت و اسطوره در حرکت بود . جهان عینی و خارجی ای در بینش اساطیری آنگاه روشن می شود که نسبتی تشبیهی با جسم انسان پیدا کند و چون از سوی دیگر در اغلب اساطیر اعضای انسان با اجزای جهان منطبق است از این رو عالم نوعی وحدت « ارگانیک » می یابد . آنچه بیش از هر چیز در فضای اساطیری توجه را به خود معطوف می کند جنبه « ساختی » و نظام یافته فضاست ولی این فضای نظام یافته مربوط به صورت نوعی اساطیری است که برخاسته تخیل آفریننده اند .مشخصه تفکر یونانیان در مورد فضا را می توان در تفکرات اقلیدسی یا هندسه اقلیدسی مشاهده نموده . البته پیش از اقلیدس ، مصری ها ، بابلیها و هندوها با هندسه آشنایی داشتند اما اقلیدس بود که کلیه این قضایا را جمع آوری کرد و پایه گذار علمی جدید شد . هندسه یک سیستم و نظام کاملی مبتنی بر انتزاع ذهنی بود . فضای اقلیدسی فضایی یکسان و همگن و پیوسته بود که در آن هیچ چاله ، برآمدگی یا انحنایی وجود نداشت . فضای اقلیدسی فضایی قابل اندازه گیری بود ….

در محیط مذهبی و دینی دوران مسیحیت ، فضا تکه تکه شد و همگنی خود را از دست داد و دیگر قابل اندازه گیری نبود . فضا جهت دار شد . بهشت در اوج و جهنم در نازلترین سطح بود ، اما هیچ کدام با فضای واقعی و روزمره در ارتباط نبود . میرچا الیاده می نویسید : « برای فرد مذهبی فضا  همگن نیست و او در نقاط قطع و شکستی
می بیند . » این تصور بخشهای منفرد و مجزای فضا منجر به تکه تکه شدن بیشتر مفهوم فضا شد .دکارت در حد فاصل بین دوران شکوفایی کلیسا از یک سو و اعتلای فلسفه اروپا از سوی دیگر به طور سیستماتیک هر یک از عقایدش را مورد شک و تردید قرار داد . روش دکارتی به همه سطوح قدر و منزلتی واحد می دهد و اشکال به عنوان قسمتهایی از فضای نامتناهی ( پیوسته  و سه بعدی ) پدیدار می شوند . تا پیش از این فضا تنها اهمیتی کیفی داشت و مکان جسم به کمک عدد بیان نمی شد .

لایب نیتز نیز معتقد بود که فضا صرفاً سیستمی از روابط است . یکی از بهترین نکات تئوری مونادهای لایب نیتر دو نوع فضایی است که مطرح می کند : یکی ذهنی در ادراک هر موناد و دیگری عینی که شامل تجمع نقاط دید مونادهای متنوع است. 

نیوتن معتقد به مطلق بودن فضا و زمان داد  دکانت فضا را اقلیدسی که تنها سه بعد داشت می دانستد . از نظر کانت فضا و زمان مسائل مفهومی و شهودی در ذهن انسان بودند .در دیدگاه نسبیت « اشیاء حقیقتاً به دلیل یک تغییر شکل پلاستیک در فضایی که در آن قرار دارند ، تغییر شکل می دهند . اقلیدس می گفت که فضا همگن و ثابت است ، نیوتن فضا را مطلق می دید اما فضای انشتین خصوصیات ژله ای داشت که بسته به سرعت بیننده خود را به اشکال مختلف نشان می داد . » 

« به هرحال مفاهیم فیزیکی و ریاضی از فضا تنها قسمت کوچکی از نیاز اساسی بشر را در مورد ایجاد ارتباط برآورده می کند . با تعیین کیفیت کل رویداد از گذشته دنیای قابل شناختی از روابط تنهایی و مطلق نتیجه گرفته شده است که با زندگی روزمره نسبت مستقیم و مختصری دارد .اگر چه بقایای پراکنده درک و بینش ، بطور غریزی در بشر محفوط مانده است ، بهمان ترتیب نیز جنبه های معین و محقق از موجودیت او از قبیل علاقه ها و روابط عاطفی محیط انسانی ، کاهش یافته اند . از این نظر باید سعی شود تا به مفاهیم فضا ( که به آنها اشاره شد ) بوسیله جنبه های عاطفی ، حرکات و اخلاق ، فزونی بخشیم .

حدود یک قرن پیش به این طرف فضای انسانی ، مورد مطالعه روانشناسان بوده است . صرف نظر از مسئله تجربه بشر از محیط خودش ، این امر به اثبات رسیده است که درک فضا هر جا با تغییراتی در آمیخته تبدیل به روند پیچیده ای گشته . 

« در فرهنگ معین » فضا این طور معنا شده است :

1 ـ مکان وسیع ، زمین فراخ ، مساحت .

2 ـ ( جغ ) مکانی که کره زمین در منظومه شمسی اشغال می کند .

المنجد این واژه را چنین معنا کرده است : « ما اتسع من الارض ، الساحه / یقال « مکان فضا » ای واسع ، « یعنی « زمینی که گسترده باشد . مساحت / وقتی می گویند « مکانی فضا است » یعنی وسیع است . »

هایدگر می نویسد « Run , Raum ، یعنی جای خالی و آزاد شده ای برای اسکان و اقامت کردن . فضا امری است که برای آن جایی باز  شده باشد یعنی حد و مرزی داشته باشد ، به زبان یونانی آن را پرس [ mepas ] می گویند . حد و مرز آن نیست که فراسوی آن چیزی ، دیگر آن نباشد که هست ، بلکه همانطور که بصیرت یونانیان نشان می دهد ، حد و مرز ، مبدأ وجود و ماهیت هر چیز است . به همین دلیل مفهوم آن عبارت است از افق ( هرسیموس ) یعنی حد و مرز . فضا بنا بر ماهیتش آن چیزی است که برایش جایی باز شده آن امری است که در حدود و شعورش رها شده باشد . امر جا یافته همیشه مستقر است و در نتیجه متصل است یعنی امری است که به اعتبار مکان گرد هم آمده است . » 

انواع فضا

از نظر کریستین نوربرگ شولتز پنج مفهوم تمایز فضا می توان فرض کرد .

1 ـ فضای پراگماتیک رفتار فیزیکی : « بشر را با محیط طبیعی ارگانیک وار در
می آمیزد . » 

2 ـ فضای ادراک آنی : « اساس شناخت و هویت بشر در این فضا » بصورت یک تجرد می باشد .

3 ـ فضای هستی که بوجود آوردنده تصور دائمی بشر از محیطش می باشد :

4 ـ فضای قابل شناخت دنیای فیزیکی : مفهوم این فضا  اینست که انسان قادر به تفکر درباره فضاست . »

5 ـ فضای مطلق روابط منطقی و محضی : که وسیله ای است برای توصیف فضاهای دیگر .

« این مراتب نمایشگر یک تجربه در حال رشد از عالم پراگماتیک در حد پائین به سوی فضای منطقی در حد بالا بوده که همانا افزایش موضوع ، آگاهی می باشد .

از روزگار قدیم اقوام بشر درباره فضا ، تنها منحصر به شناخت آن نبوده ، بلکه او فضا را درک نموده در فضا متولد شد و درباره آن تفکر نموده است .

ولی باز هم برای بیان انجام دنیای خود به صورت تصوری واقعی از جهان دست به آفرینش و ایجاد فضا نموده و این ابداع را توصیف یا فضای هنری نامیده که از نظر درجه بندی در حد بالای فضای قابل شناخت قرار می گیرد . 

ما در بحث خود از مفهوم فضای هستی و فضای معماری مراجعه می نماییم و منظورمان از فضا و بحث راجع به آن این دو فضا می باشد .

« فضا مرکزی دارد که عبارتست از ذی شعور و به این خاطر از جهات مسیرها که با حرکات قد و قامت انسان تغییر می یابند ، دارای سیستمی است عالی که محدود ولی هیچ گاه ساکن نمی باشد …. ذکر این نکته که انسان غالباً مرکز فضای معماری بوده و مسیرها و جهت های آن با حرکات بدن وی ( قد و قامت انسان ) تغییر می یابند ، صحیح به نظر نمی رسد . بلکه قدر مسلم این است که معماری بالنفسه به ذات خود ، و جدا از توهمات و دارای مراکز و جهات مخصوص به خود می باشد . » 

البته ما تحقیق بیشتر درباره فضای معماری بستگی به درک فضای وجود هستی خواهد داشت .

پیاژه بیان می کند که « فضا یکی از بافتهایی است که دلالت بر هستی و وضعیت عالم ما دارد نظر هایدگر : شما نمی توانید بشر را از یکدیگر مجزا تلقی نمائید . فضا نه شیئی ظاهری و نه یک دریافت ذاتی و درونی می باشد . »  و هستی آنها از مکانهای آنها سرچشمه می گیرد . که در مفهوم مکان سکونت نهفته است . « ما فقط زمانیکه قادر به سکونت شدیم ، می توانیم بسازیم ، سکونت خصوصیت اصلی و اساسی موجودیت و هستی می باشد و فضای است و در بشر پیشرفته بایستی در کلیت و تمامیت آن که به رویدادهای مهم تجربه شده در آن شامل می گردد در نظر آید . برای اینکه کیفیت ویژه این فضا ، ترتیب و تنظیم آن نمایشگر مبین موضوعی است که آن را آزموده و در آن سکنی می گزیند . » البته برای درک بیشر این دو فضا در فصل بعد به ارائه عوامل آن ها می پردازیم که در روشنایی مطلب تأثیر بسزایی را دارا می باشد . 

فضای روز و شب

اگر در نگرش فضا ، عامل زمان را نیز در نظر بگیریم می بینیم که وجه اختلاف جدیدی بوجود می آید . در تجربه فضا بولنف اختلافی بین روز و فضای شب قائل است : «فضای روز برای ادراک تقدم دارد . تصور معمولی ما از فضا ، از فضای روز حاصل شده است . برای شناخت فضای شب به ناچار ما از این تصور استفاده می کنیم تا
بتوانیم فضای شب را درک کنیم …. فضای روز پر از نور است و فضای شب غرق در تاریکی . 

فضای عمومی و خصوصی

فضای پاول باورت معتقد است که یک روابطه نسبی بین شدت رابطه مقابل میان فضای عمومی و خصوصی از یک سو و شخصیت شهری یک مسکن از سوی دیگر وجود دارد . هر چه این ارتباط عمیقر باشد محیط ، شهری تر می باشد .

انسان میان عرصه های عمومی و خصوصی در رفت و آمد است ، عرصه خصوصی ، فضای تنگ منزل و مسکن است و عرصه عمومی در پیرامون آن متمرکز است .

خانه مسکونی  به عنوان فضای خصوصی ، مرجع اصلی انسان است ، مرکزی است که شخصاً تجربه شده و جایی است که انسان از آنجا حرکت خویش را آغاز می کند و باز به آن بر می گردد . سکونت تنها به معنای گذراندن وقت در یک محل نیست بلکه خود را در خانه خویش احساس کردن است . گرچه امروزه این مطلب به دلیل تغییر مسکن های مداوم چنانکه باید واضع و مبرهن به نظر نرسد . « خانه » که انسان در آن متولد می شد ، رشد می کرد و سرانجام می میرد از آغاز تا پایان « مکان اولیه » انسان بود . در بین بسیاری از ملل چنین رسم بود که برای حفظ تداوم یک مدل گلی از خانه را
همراه اجساد دفن می کردند در بسیاری از نقاط جهان امروزه نیز این رسم به نوعی رایج است به عنوان مثال کافی است که به گورهای شبیه به خانه در گورستانهای ایتالیا نگاه کنیم .

وجه تمایز اصلی فضای خصوصی و عمومی این است که پیرامون فضای خصوصی بسته است و تنها افراد خاصی اجازه ورود به آنجا را دارند . » در بخش II راجع به فضای شخصی و مرزهای نامرئی در مبحث انسان ـ فضا به تفصیل بحث خواهیم کرد .

فضای مابین

« فضا را می توان سیستمی از روابط میان اشیاء در نظر گرفت . فضایی که بین
اشیاء قرار دارد ( فضای مابین ) تنها یک فضای تهی نیست . فضاهای مابین برای شناخت اشیاء ضروری هستند . بدون این فضاها بازشناسی مستقل اشیاء عملی نیست و گذشته از آن ، فضاهای ما بین نقش بسیار مهمی در رابطه تک تک عناصر با یکدیگر ایفا می کنند .هر گاه چند بنا همزمان در حوزه دید ما قرار بگیرند ما روابطی بین آنها احساس می کنیم که این روابط تنها از طریق فضاهای بین آنها ایجاد می شود . هر گاه دو ساختمان کاملاً در کنار یکدیگر باشند یکی از آنها جزئی از دیگری به حساب می آید و اگر فاصله دو ساختمان خیلی زیاد باشد دیگر رابطه ای بین آنها وجود ندارد . پس این فضای ما بین آنهاست که وسیله ایجاد ارتباط میان ساختمانهاست و به این ترتیب است که این فضا در شکل پردازی معماری اثری کاملاً معمد دارد .خیابان و میدان به عنوان مثال فضاهای مابینی در یک شهر به شمار می روند که نقش بسیار مهمی در شکل گیری آنها ایفا می کنند . 

مقاله مفهوم کلی فضا و مکان
دریافت شماره تلفن همراه صرفا جهت پشتیبانی می باشد و برای تبلیغات استفاده نمیشود.
تمامی حقوق وب سایت برای سیمافایل محفوظ می باشد . ©
خرید هاست