سیما فایل دانلود نمونه سوال , دانلود پروژه
مقاله ابونصر فارابی

عالی

docx 1395 بهمن 15 حجم : 3 مگابایت صفحات : 536000 تومان خرید و دانلود

مقاله ابونصر فارابی

فارابی در علم، فلسفه، منطق، جامعه‌شناسی، پزشکی، ریاضیات و موسیقی تخصص داشت. بیشترین آثار او در زمینه فلسفه، منطق، جامعه‌شناسی و همچنین دانشنامه‌نویسی بود. فارابی به مکتب نوافلاطونی تعلق داشت که سعی داشتند تفکرات افلاطون و ارسطو را با الهیات توحیدی هماهنگ کنند و در فلسفه اسلامی نیز از جمله اندیشمندان مشایی محسوب می‌شود. فارابی شرح‌های ارزشمندی بر آثار ارسطو نگاشته و به سبب همین او را معلم ثانی خوانده‌اند. وی آثاری نظیر «الجمع بین الرایین»، «اغراض ما بعدالطبیعه ارسطو»، «فصول الحکم» و «احصاءالعلوم» را از خود به یادگار نهاده‌است. در قرون وسطی آثاری چند از او به زبان لاتین برگردانده شده‌اند و او به خوبی در غرب نیز شهرت یافته است.پدر و مادر فارابی از ایرانیانی بودند که به ترکستان مهاجرت کرده بودند.

مقاله ابونصر فارابی 

مقدمه

کودکی ابونصر فارابی

زندگی اجتماعی و سیاسی زمان فارابی

وضع علمی فارابی

آثار و کتابهای فارابی

آثار او در منطق

احضاء العلوم

کتاب الجمع بین رأی الحکمین

حساسیت مدینه

مدینه فاضله

رئیس مدینه فاضله

امام و فیلسوف

آراء اهل مدینه فاضله

مدن غیر فاضله

آراء مدن جاهله وضاله

فلسفه مدنی فارابی

مقدمه

ابو لضر فارابی مؤسس فلسفة اسلامی است. او تمام سعی خود را به کار برد که بگوید مطالعات فلسفی بدون بررسی جنبه های عملی آن درجامعه کاری بیهوده است. او کوشش فکری خود را فقط به منظور تهیه طرح اصلاح امور اجتماعی پیلیوی کرد. فارابی می گفت : همانطور که در نظام موجودات امکان انحراف از نوامیس طبیعت وجودندارد در جامعه مدینه فاصله هم اصول منطقی و عملی با نظام آفرینش متناسب خواهد بود. گرچه پیش از فارابی پیروان فرقه اسماعیلیه هم به چنین تناسبی قایل بوده اند: لیکن آنها طرح مدینه فاضله را عنوان نکرده بودند.

بعد از فارابی تا دو سه قرن پیش ، تقریباً تمامی دانشمندان و فلاسفة اسلامی تحت تآثیر عقاید او در تمام زمینه ها از جمله بررسی مایل اجتماعی و علم مدینت قرار گرفته اند. زیرا هیچ مسأله ای در فلسفه اسلامی نیست که فارابی به طرح و توضیح آن نپرداخته باشد. متأسفانه در دو سه قرن اخیر است که تقریباً اکثریت فلاسفة‌ اسلامی در تحقیقات فلسفی خود توجهی به طرح مسایل اجتماعی یا علم الاجتماع نکرده اند. این امر باعث شگفتی صاحبنظران نیز شده است. که چرا تفکر فلسفی و مطالعات فلاسفه اسلامی از طرح اجتماعی و تمدن شوی به دور مانده است.

در حالیکه توجه به جنبه های عملی این مطالعات است که به ارزش آن می افزاید، چنانکه افلاطون نیز گفته است:

« حکمت بی سیاست ناقص  و سیاست بی حکمت باطل است و حکیم باید حاکم باشد و حاکم حکیم»

اگر فارابی سعی در جمع فلسفه و دیانت کرده است، این سعی دلیل وحدت دین و فلسفه نمی شود، این سعی لازمة اصول و مبانی فلسفه اوست و به اختصای وضع تاریخی تفکر، صورت گرفته است. بعبارت دیگر سعی فارابی درجمع دین وم علم ، کلام و تصوف با فلسفه، نتیجه پاسخ تازه ای به پرسش اساسی فلسفه وضوع بر تآسیس فلسفة اسلامی است. اگر فارابی به مطالعه و تدوین آراء یوناینان اکتفا می کرد، می توانست مانند کندی فلسفه را در جنب احکام وحی اثبات کند و معتوض نسبت دین و فلسفه نشود. در این صورت، بیان فلسفة او، تا این اندازه شکل نبود.

ممکن است ایراد شود که فلسفه‌ مدنی و مسائل آن در قیاس با مسائل نظری، چندان دشوار نیست، ولی کسانی می توانند چنین ایرادی بکنند که نمی دانند فهم مقاصه فلسفة‌ مدنی فارابی، موکول به درک عمیق فلسفة‌ نظری اوست.

درست است که فارابی، شاگرد فلاسفة‌ یونانی است، اما مقلد آنان نیست. اگر در بعضی از کتب، بمناسبت موقع و مقام، درباب تأثیر آراء فلاسفة یونانی تدر فلسفه اسلامی وتوجه فلاسفة‌ اسلامی، منجمله فارابی به فلسفة یونانی،‌تأکید شده است، نباید نتیجه گرفت که مدینه فاضلة فارابی افلاطونی یا ارسطوئی است.

غالب شرق شناسان اصرار داشته اند که با تتبعات خود، مراجع و مأخذ همه آرائ فلاسفه اسلامی را در بین آثار یونانی بخویند و فلسفة‌ اسلامی را التقاطی صرف بدانند، این طایفه در توجیه اختلاف صورت فلسفة‌ اسلامی با فلسفة‌ یونانی، سوء تفاهم و اشتباه و قصور فهم مسلمین را هم ذخیل دانسته اند. این قبیل اقوال، سطحی است و قائلان به آن دانسته یا ندانسته فلسفه را هیچ و پوچ انگاشته اند. زیرا اگر اشتباه و نفهمیدن مطلبی مؤدی به پیدایش فلسفه شود، هر قول نا مربوط نامفهوم را باید فلسفه دانست.

یکی از مسلمات عصر ما، اینست که آراء و اقوال اشخاص، انعکاسی از شرایط و اوضاع و احوال اجتماعی و اقتصادی است. بنابراین قول، فلسفة مدنی فارابی باید به مقتضای شرایط سیاسی و اجتماعی اواخر قرن سوم و اوائل قرن چهارم هجری در بغداد، تدوین شده بود.

بعضی از مورخان سعی کرده اند که مناسبتی میان آراء فارابی ونظام سیاسی خلافت عباسی بیابند، اما در این باب هر چه گفته اند، تحکمی و نا مربوط بوده است، عجب آنکه این قبیل مطالب را کسانی عنوان می کنند که تمام یا قسمت اعظم آراء فارابی را مأخوذ از مأخذ یو نانی می دانند و متوجه نیستند که این دو قول را نمی توان جمع کرد.

آیا فارابی چنانکه خود تصریح کرده است، طرح مدینه فاضله را مطابق با نظام عالم می دانند یا چنانکه معمولاً گفته می شود، نظام موجودات در نظر او با توجه به ملاحظات و مقتضیات اجتماعی عنوان شده است؟ نظام موجودات در نظر فارابی، هیچ مناسبتی با نظام اجتماعی و مدنی و سیاسی زمان او ندارد.

فارابی در ترتیب طبقات و اصناف مدینه هم بدون اینکه متعرض نظام مدنی و سیاسی موجود شود، پنج طبقه و صنعت مدینه را متناسب با مراتب موجودات ذکر می کند.

البته فارابی منکر نیست که رؤسای مدینه ملاحظات مربوط به زمان و مکان را هم مراعات می کنند، اما این ملاحظات، خدشه  و لطمه ای به اصول وارد نمی کنند بلکه  صرفاً مربوط به اطلاق اصول بر موارد جزئی است. به این جهت علم به فلسفة‌ نظری فارابی، بیش از آشنائی بشرایط سیاسی و اجتماعی زمان، در فهم معانی فلسفة‌ مدنی او، اهمیت دارد.

مطلب دیگر، نسبت فلسفه نظری با علم مدنی و قیاس این علم با شریعت است.

دراینکه فلسفة نظری، اساس علم مدنی است، تردیدی نیست اما ثبات وحدت فلسفة‌مدنی و شریعت چه جهت دارد؟

از آنجاکه به نظر فارابی فلسفه باید اساس عمل و تدبیر امور و نظام مدینه باشد وشریعت عم اگر مخالف فلسفه صحیح باشد، در مدینة فاضله جائی ندارد، ناچار باید سعی در اثبات وحدت فلسفة ‌مدنی و شریعت شود یا لااقل شریعت و بطور کلی دیانت بر مبنای فلسفه تفسیر شود.

روش علمی او

فارابی که به جستجوی تکمیل معلومات خود در مراکز بزرگ علمی بغداد حلب و مصر سرگرم  تحقیق و دائماً در سیر و سفر بود و تمام زندگی علمی خود را بین دانشمندان و رجال دینی و سیاسی در حوزه های علمی مذکور می گذارند از این اضطراب و تشویق و پریشانی فکری مردم بسیار رنج می برد، و همین امر او را بر آن داشت که برای حل مشکلات فکری، اجتماعی و سیاسی مردم جهان آن روز راه حلی بیابد، و سر انجام موفق شد روش تحقیقاتی علمی خود را در جهت نیل به هدف مزبور بر گزیند. بنابراین برای این که با نیروی دانش وسیع و همه جانبه برای حل گرفتاریهای دنیای اسلام و جهان آن روز بتواند رسالت علمی و انسانی خود را انجام دهد کوشش می نمود تا با همهم طبقات و مردم در همه نقاط و کشورهای اسلامی درتماس باشد. به همین منظور وقتی در بغداد و زمانی در دمشق و حلب و روزگاری را در مصر در میان علما و اندیشمندان و رجال دینی و سیاسی و طبقات مختلف مردم در حال گشت و گذار بود فارابی در نظر داشت همه اختلافات سیاسی ، اجتماعی، دینی، فکری و مذاقهای عرفانی و فلسفی رابرای بهتر زندگی کردن مردم در محیط دوستی و تفاهم از بین ببرد. همه رابه صلح و دوستی و برادری هم چنان که اسلام فرموده بر اساس انطباق همه مسائل بر عقل و قوانین منطق دعوت کند، بسیار مشکل و سخت بود زیرا او باید اولاً برای رفع اختلافات فکری و دینی راه حلی بیابد، یعنی به طرز تفکر و دلائلیکه پیشوایان را به این طرز تفکر های مختلف باشد از میان آنها انتخاب کند، و سپس این جهات مورد قبول همه را منظم نموده و آنها را با هم سازش دهد، و طوری آنها را عرضه کند که همه فرق و طبقات آنها را بپذیرند و به این ترتیب قلب ها و دلها و فکرها را به هم نزدیک نماید. این کار را هم طوری باید انجام می داد که ببا عقاید دینی اسلامی ای که همه مردم و همه کشورهای اسلامی باآن گرایشی داشتند مطابقت داشته باشد.

سپس با توجه باین هماهنگی فکری برای زندگی همه مردم با طرز تفکرهای گوناگون و نژادهای مختلف و آداب و رسوم متفاوت طرحی تهیه کند که حکومت های ملل مختلف با پیروی از طرح تهیه شده از طرف او بتواند همه مردم حوزه وسیع کشورهای اسلامی را با همان روش اداره کنند، و اعتقادات دینی اسلامی و ملی آنها هم محفوظ بماند یعنی طرحی که او برای اداره همه مردم در تمام ممالک اسلامی و جهان آن روز تهیه می نماید باید در ان احترام به آداب و رسوم محلی و ملی در هر یک از کشورهای اسلامی رعایت شود. در عین حال موافق نظرات و دستورات عقلی و نیروی خرد نهفته در وجود هر یک از افراد انسانی باشد، که با عقاید اسلامی هم انطباق داشته باشد.

فارابی برای تحقق این آرمان بزرگ و انسان دوستانه همه کوشش و تلاش خود را با استفاده از همه نبوغ علمی و تجارب حاصله از مشاهدات و تماسهای دایمی به کار برد،  و سرانجام موفق شد بین مذاقهای مختلف علمی، دینی و عرفانی با توجه به جنبه های مختلف اجتماعی و ملی، وحدتی ایجاد نماید. مسائل دینی را به زیودر حکمت بیاراید، و از مکاتیب مختلف فلسفی مورد بحث بین دانشمندان آن روز آن قسمت که می تواند مؤید و مدافع وادیان آسمانی بخصوص دین اسلام است و با احیاناً تضاد اساسی دارند تا آنجا که ممکن است از هیچ گونه بذل جهد و اهتمام برای سازش و تلفیق دادن آنها با افکار فلسفی دریغ ننماید.

مقاله ابونصر فارابی
دریافت شماره تلفن همراه صرفا جهت پشتیبانی می باشد و برای تبلیغات استفاده نمیشود.
تمامی حقوق وب سایت برای سیمافایل محفوظ می باشد . ©